رضا قليخان هدايت

778

مجمع الفصحاء ( فارسي )

عيد همايون‌فر نگر سيمرغ زرين‌پر نگر * ابروى زال زر نگر بالاى كهسار آمده ساقى صنم‌پيكر شده باده صليب‌آور شده * قنديل ازو ساغر شده تسبيح زنار آمده ريحان روح از بوى مى جان را فتوح از روى مى * بزم صبوح از جوى مى فردوس كردار آمده مى عاشق‌آسا زرد به همرنگ اهل درد به * زرد صفاپرورد به تلخ شكربار آمده خورشيد رخشانست مى ز آن زرد و لرزانست مى * جو جو همه جانست مى فعلش به خروار آمده آن خام خم پرورد كو آن شاهد رخ زرد كو * آن عيسى هر درد كو ترياق بيمار آمده مى آفتاب زرفشان جام بلورش آسمان * مشرق كف ساقيش دان مغرب لب يار آمده در ساغر آن صهبا نگر در كشتى آن دريا نگر * بر خشك‌تر صحرا نگر كشتى به رفتار آمده آن آبنوسى شاخ بين مار شكم سوراخ بين * افسونگر گستاخ بين لب بر لب مار آمده بربط چو عذرا مريمى كآبستنى دارد همى * از درد زادن هردمى با نالهء زار آمده آن لعب دف‌گردان نگر در دف شكارستان نگر * وان چند صف حيوان نگر باهم به پيكار آمده